خانه / اکتشاف عصبی / توانمندسازی مغز با دستکاری نوسانات امواج مغزی

توانمندسازی مغز با دستکاری نوسانات امواج مغزی

نوروسافاری | روز به روز روش‌های تعدیل عملکرد عصبی نسبت به روشهای دارو درمانی برای درمان بیماری‌های نورولوژیکی مورد توجه بیشتری قرار می‌گیرند.

قسمت اول این مقاله را اینجا مطالعه فرمایید:

بهبود آلزایمر و حافظه با “نور چشمک‌زن” و “نویز صورتی”

به گزارش نوروسافاری از نچر، Insel می‌گوید: شواهد نسبتاً خوبی در دسترس است که با استناد به آن‌ها می‌توان گفت تغییر در فعالیت مدارهای عصبی موجب بهبود بیماری‌هایی از قبیل پارکینسون، درد مزمن، وسواس فکری_عملی و افسردگی می‌گردد. او اذعان می‌دارد که این مسئله مهم است چون درمان‌های دارویی برای بیماری‌های نورولوژیکی تاکنون از نقص در تاثیر تخصصی بر مکانی خاص از مغز رنج می‌برده‌اند. Koroshetz اضافه می‌کند که مؤسسات سرمایه‌گذار و تأمین‌کننده‌ی بودجه برای چنین تحقیقاتی علاقه‌مند به درمان‌هایی هستند که بدیع، غیرتهاجمی و با قابلیت به‌کارگیری روی انسان باشند.

رویکردهای دیگر

 بویدن می‌گوید از زمان انتشار مقاله‌ی پژوهشی که روی موش‌ها صورت گرفت بسیاری از محققان از او درخواست کرده‌اند همان تکنیک را برای درمان شرایط دیگر نیز به‌کارگیرند؛ اما همچنان جزییاتی از کار باقی ست که باید روی آن‌ها کار شود. ما باید بفهمیم که مؤثرترین راه دستکاری غیرتهاجمی‌ نوسانات مغزی نواحی مختلف مغزی چیست؟ او افزود که ممکن است استفاده از نور پاسخ این سؤال باشد و یا ممکن است که یک بالش هوشمند یا سربندی باشد که قادر باشد با کمک الکتریسیته یا صوت این نوسانات مغزی را مورد هدف قرار دهد. یکی از ساده‌ترین روش‌ها که دانشمندان پیداکرده‌اند نوروفیدبک است که کم و بیش موفقیت‌هایی را در شرایطی نظیر درمان اضطراب، افسردگی و اختلال کم‌توجهی-بیش فعالی به دست آورده است. افرادی که از این تکنیک استفاده می‌کنند یادمیگیرند که چگونه امواج مغزی‌شان را از طریق نوار مغزی که از آن‌ها گرفته می‌شود و بازخورد (فیدبکی) که به‌صورت تصویری یا صوتی به آن‌ها داده می‌شود، کنترل کنند.

نویز صورتی

Phyllis Zee نورولوژیستی از دانشگاه نورث وسترن شیکاگو در ایالت ایلینوی به همراه همکارانش، پالس‌هایی از نویز صورتی _فرکانس‌های صوتی که با همدیگر صدایی شبیه به صدای آبشار می‌دهند_ را بر روی موش‌های مسن‌تر و سالم درحالی‌که خواب بودند اعمال کردند. آن‌ها علاقه‌مند بودند تا نوسانات دلتا که مشخصه‌ی خواب عمیق هستند را بیشتر کنند. عمیق بودن خواب با افزایش سن کاهش پیدا می‌کند و همچنین به همراه آن، توانایی فرد در تثبیت خاطرات نیز کاهش می‌یابد.

تاکنون تیم خانم زی یافته‌اند که این تحریکات، سبب می‌شود دامنه‌ی امواج آهسته افزایش پیدا کند و یک بهبود ۲۵ تا ۳۰ درصدی در به یادآوری زوج کلماتی که افراد شب پیش آموخته بودند در مقایسه با درمان جعلی به دست آمد. گروه وی هم‌اکنون در مسیر یک آزمایش کلینیکی هستند تا دریابند که یک تحریک آکوستیک طولانی‌مدت تر می‌تواند به افراد با عیوب شناختی جزئی (MCI) کمک کند یا خیر.

محدودیتها

اگرچه که این روش‌ها تقریباً امن هستند اما این نوع تکنولوژی‌ها محدودیت‌هایی هم دارند؛ برای مثال نوروفیدبک به‌سادگی قابل یادگیری ست اما برای اینکه بتواند تأثیر خودش را نشان دهد نیاز به زمان دارد و نتایجش هم اغلب بی‌دوام است. در آزمایش‌هایی که از تحریک مغناطیسی یا آکوستیک استفاده می‌شود سخت می‌توان به‌طور دقیق مشخص کرد که کدام ناحیه‌ی مغز مورد تأثیر واقع‌شده است. Knight می‌گوید: در حال حاضر زمینه تحریک خارج جمجمه ای مغز در حال حاضر از ضعف‌هایی برخوردار است. بسیاری از رویکردها بر مبنای حلقه بازند، بدین معنا که تأثیر تعدیل را با استفاده از ثبت همزمان نوار مغزی دنبال نمی‌کنند. او معتقد است که رویکردهای حلقه بسته، عملی‌تر است .برخی آزمایش‌ها مانند آزمایش Zee و آن دسته آزمایش‌هایی که با نوروفیدبک صورت گرفته‌اند روی این موضوع کارکرده‌اند. به نظر Knight این حیطه در حال ورود به دوره‌ای نویدبخش است و این بستر در حال جذب‌ تحقیقات جدی در این زمینه است.

علاوه بر اینکه این رویکردها پتانسیل این را دارند که به درمان منتهی شوند، همچنین می‌توانند دریچه‌ای به روی زمینه‌ی تحقیقاتی نوسانات مغزی بگشایند و در نهایت کمک کنند تا ارتباط محکمی بین امواج مغزی با رفتار و کارکرد کلی مغز پیدا شود.

ناشناخته ها

Shadlen معتقد است که نوسانات مغزی نقشی در رفتار انسان و آگاهی بازی می‌کنند، ولی حداقل در حال حاضر هنوز قانع نشده است که این نوسانات مستقیماً مسئول این پدیده ها باشند و اشاره می کند به نقش‌های زیادی که مردم همانند “طلسمهای جادویی” به امواج مغزی نسبت می‌دهند. او در نهایت می‌پذیرد که این ریتم‌های مغزی امضاء پردازشهای مهم مغزی هستند اما برای اینکه بتوان ادعا کرد که فعالیت همزمان اسپایک ها معنی‌دار هستند و به طور ناگهانی با افزایش دادن ورودی‌ها در یک فرکانس خاص، به طور ناگهانی فعالیتهای رسیده به آگاهی هوشیارانه ما را افزایش می دهند؟ نیازمند تحقیق و توضیح بیشتری ست.

نقش آن‌ها هر چه که باشد،Tsai بیشتر در پی آن است تا امواج مغزی را تحت نظم و ترتیب دربیاورد و از مهار آن‌ها علیه بیماری‌ها استفاده کند. درمانگران کاگنیتو، تأییدیه‌های لازم را برای انجام آزمایش‌ بالینی دوم و بزرگ‌تری را اخیراً دریافت کرده‌اند و دنبال این هستند که بدانند این درمان، تأثیری بر روی نشانه‌های بیماری آلزایمر می گذارد یا خیر. در این میان تیم او متمرکز بر فهم بیشتر تأثیرات بیولوژیکی پایین دستی هستند و اینکه بتوانند هیپوکمپ را با تکنولوژی‌های غیرتهاجمی بهتر مورد هدف قرار دهند.

برای خانم Tsai، این کار شخصی هم است. چراکه مادربزرگ ایشان که وی را بزرگ کرده دچار زوال مغزی (دمانس) بوده است. او گفت که چهره‌ی گیج و پر از ابهام مادربزرگم عمیقا در ذهن من نقش بسته است. از آنجا این موضوع بزرگ‌ترین چالش دوران ماست، من همه‌ی توانم را روی آن خواهم گذاشت.

ترجمه:نیلوفر توکلی

ویرایش علمی و ادبی: دکتر میر شهرام صفری – وبسایت نوروسافاری

بیشتر بدانید:  آیا میتوان به مغز تمرین داد؟

همچنین ببینید

درک مفاهیم علمی در آموزش الکترونیکی برای مغز دشوارتر است

5.0 43 نوروسافاری | به گفته محققان، هنگامی که افراد از دستگاه های الکترونیکی مانند …

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *