تاثیر متفاوت مراقبه بر شبکه های مغزی مراقبه کنندگان کهنه کار و نوآموز

 

تاثیر متفاوت مراقبه بر شبکه های مغزی مراقبه کنندگان کهنه کار و نوآموز

نوروسافاری | تمرینات روانی مثل مراقبه ذهن آگاهی (پذیرش آگاهی از لحظه حال) نشان داده شده که شبکه های مغزی را تغییر میدهد و بهزیستی هیجانی و بدنی را بهبود میدهد. ولیکن پژوهشگران هنوز درحال کشف این مسئله هستند که چنین تمرین هایی چطور مغز را تغییر میدهند و چه تفاوت هایی بین افرادی که به طور مرتب مراقبه میکنند و آنها که نمیکنند وجود دارد.

به گزارش نوروسافاری از دانشگاه ویسکانزین، در یکی از بزرگترین مطالعاتی که در نوع خودش تاکنون انجام شده و در مجله NeuroImage منتشر شده، تیمی از پژوهشگران در مرکز اذهان سالم در دانشگاه ویسکانسین مدیسون فعالیت مغزی را در کسانی که مراقبه (meditation) نمیکردند، تازه کارها و افراد کهنه کار با هزاران ساعت تجربه در این زمینه را بررسی کردند. پژوهشگران تفاوت هایی را در شبکه های مغزی مربوط به هیجان در میان این گروه از افراد یافتند.

ریچارد داویدسون، استاد ویلیام جیمز و ویلاس روانشناسی و روانپزشکی در دانشگاه ویسکانسین مدیسون که سرپرستی کار را به عهده داشت میگویند:

در کل این نتایج مهم هستند زیرا آنها نشان میدهند که تغییرات در مدارات مغزی اصلی مرتبط با تنظیم هیجان میتواند با مراقبه ذهن آگاهی حاصل شود. برخی تغییرات میتوانند در زمان نسبتاَ کوتاهی اتفاق بیافتند درحالی که دیگر تغییرات نیازمند تمرینات بسیار بیشتری هستند.

طراحی مطالعه

این مطالعه شامل بیش از ۱۵۰ فرد بزرگسال بود. مراقبه کننده های حرفه ای به طور روزانه تمرین داشتند و مراقبه های چند روزه انجام داده بودند. مراقبه کننده های تازه کار به طور تصادفی به دوره کاهش استرس مبتنی بر ذهن آگاهی هشت هفته ای که شامل مراقبه بود گماشته شدند. گروه کنترل متشکل از افرادی با هیچ تجربه مراقبه به طور تصادفی به یک برنامه افزایش سلامتی در همان دوره زمانی که شامل تمرین های بهزیستی بود ولی هیچ مراقبه ای را به طور خاص شامل نمیشد گماشته شدند.

 بعد از یک دوره هشت هفته ای، شرکت کننده ها عکس هایی را که دارای بار هیجانی مثبت، منفی یا خنثی بود میدیدند و برچسب میزدند و در همین حین از آنها با تصویربرداری تشدید مغناطیسی کارکردی (FMRI) اسکن مغزی گرفته میشد.

نتایج

هم مراقبه کننده های کهنه کار و هم تازه کارها در مقایسه با افراد غیرمراقبه کننده در برخورد با تصاویر دارای بار هیجانی مثبت، فعالیت کاهش یافته در بادامه مغزی (آمیگدال) را نشان دادند. بادامه ناحیه ای از مغز است که برای هیجان و کشف اطلاعات مهم از محیط، حیاتی است.

مطلب مرتبط: چگونه در لحظه زندگی کنیم: اثر ذهن آگاهی بر مغز

پژوهشگران همچنین دریافتند که تجربه بیشتر با تمرین مراقبه در خلوتگاه و درمیان مراقبه کننده های کهنه کار با فعالیت کاهش یافته در بادامه آنها درهنگام دیدن تصاویر با بار منفی مرتبط بود. درحالی که کاهش در واکنش به تصاویر مثبت در افرادی با هر درجه ای از آموزش دیده میشد، نشانگر این بود که تغییر واکنش به چالش های هیجانی منفی نیاز به آموزش بیشتری دارد. داویدسون میگوید:

این ها یافته های مهمی در نشان دادن تغییرات کارکردی در یک مدار کلیدی مهم تنظیم هیجانی پس از تنها هشت هفته تمرین ذهن آگاهی است. این یافته ها همچنین در نشان دادن این حقیقت که تغییرات در پاسخ به تصاویر منفی چالش برانگیز تنها بعد از چند هزار ساعت تمرین حاصل میشود، قابل توجه هستند.

پژوهشگران میگویند تمرین های ذهن آگاهی میزان درجه ای که محرک های هیجانی ما را گمراه می کنند را کاهش میدهند و این میتواند به این معنا باشد که تمرین مراقبه کمتری برای تغییر پاسخ مغز به تصاویر مثبت نسبت به تصاویر منفی نیاز است.

تامی کرال، نویسنده اول و دانشجوی فارغ التحصیل روانشناسی در دانشگاه ویسکانسین مدیسون میگوید:

بادامه مغزی زیاد درگیر احساس خوب یا تجربه مثبت نیست، بلکه یک کشف کننده برجسته تغییرات است و ما را هشیار می کند که چیز مهمی در اطراف ما در حال وقوع است. یک پاسخ افزایش یافته در بادامه بیشتر به چنگ زدن یا خواستن چیزی مربوط است. بنابراین معقول است که حتی در مواجهه با محرک های مثبت پاسخ قدرتمندی نداشته باشد چرا که هدف خونسردی است.

او اضافه میکند که فعالیت کمتر در بادامه در پاسخ به تصاویر منفی یک رویه کلی در همه مراقبه کننده ها بود اما در مراقبه کننده های کهنه کار با تجربه شدیدتر در خلوتگاه، قوی تر و معنادارتر بود. 

به علاوه، این تیم کشف کرد که پس از هشت هفته آموزش، افراد تازه کار در مراقبه در ارتباط بین بادامه و ناحیه ای از مغز که کارکرد شناختی در عملکردهای اجرایی مغز (شامل خودتنظیمی و تعقیب هدف) و هیجان را حمایت میکند یعنی ناحیه شکمی میانی قشر پیش-پیشانی مغز،  افزایش نشان دادند.

این امر در مراقبه کننده های کهنه کار دیده نشد، پژوهشگران حدس میزنند که شاید چون تنظیم هیجان با افزایش تمرینات، اتوماتیک تر میشود.

محدودیتها

هرچند که این تیم داده های کل مغز را تحلیل کرد تا تفاوت های دیگری بیابد، این مطالعه بر راه های دیگری که هیجان مثبت ممکن است در مغز تغییر داده شود تمرکز نکرده است. از جمله توانایی شرکت کننده ها برای لذت بردن از هیجانات مثبت که معروف است که از مزایای اینگونه تمرین های ذهنی است مورد بررسی قرار نگرفته است.

مطلب مرتبط: تاثیر تمرینات معنوی بر مغز: آیا ذهن آگاهی علمی است؟

مطالعات آتی

از آنجاییکه پژوهشگران میخواستند تأثیر مراقبه بر جمعیت سالم را بهفمند، این مطالعه شامل افرادی که بخاطر اختلالات سلامتی روانی مراقبه میکردند یا یک اختلال روانپزشکی شناخته شده در یک سال گذشته داشتند نبوده است. اما این تیم امیدوار است که این مطالعه را در آینده گسترش دهد تا ترکیبی از افراد با و بدون اختلال سلامت روانی را بررسی کنند تا ببیند که آیا یافته ها مشابه است یا خیر.

پیدا کردن راه هایی برای ارتباط دادن نتایج فعالیت مغز به اینکه مردم چطور هیجاناتشان را در شرایط زندگی واقعی تنظیم میکنند قدم مهم دیگری است در فهم اینکه مراقبه چطور بر بهزیستی هیجانی افراد تأثیر میگذارد.

این مقاله بر اساس منابع مالی که توسط دانشگاه ویسکانسین مدیسون تأمین شده است انجام شده است.

مترجم: ژاله علیپور – وبسایت نوروسافاری

لینک مقاله:

Impact of short- and long-term mindfulness meditation training on amygdala reactivity to emotional stimuli

لینک خبر:

Meditation affects brain networks differently in long-term meditators and novices

همچنین ببینید

دوره آموزشی مبانی علوم اعصاب، دانش مغز و آشنایی با روشهای تحقیقاتی (دوره شانزدهم)

نوروسافاری | موسسه نوروسافاری (آینده مغز) دوره جدیدی از دوره های آموزشی علوم عصبی را …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *