چهارشنبه , مهر ۲۶ ۱۳۹۶
Home / آخرین اخبار / شناسایی دلیل تاثیر لیتیم بر اختلال دو قطبی/رویکردی نوین در درمان بیماریهای روانی

شناسایی دلیل تاثیر لیتیم بر اختلال دو قطبی/رویکردی نوین در درمان بیماریهای روانی

رشته های دندریتی، جوانه های قارچ مانند نازک قابل رؤیت در طول و برجستگی های لاغر بیرون آمده از بدنه سلول این عصب، می تواند در چندین بیماری روانپزشکی ایفای نقش کند.
خارهای دندریتی، جوانه های قارچ مانند نازک قابل رؤیت در طول زواید نازک بیرون آمده از بدنه سلولی این عصب (دندریتها)، احتمالا در چندین بیماری روانپزشکی ایفای نقش می کنند

 

نوروسافاری|  گالن پزشک و فیلسوف یونانی سده دوم، به بیمارانی که از اختلالات روانی رنج می بردند توصیه می کرد که به استحمام و نوشیدن آب چشمه های آب گرم بپردازند. دانشمندان و متخصصان مغز امروزه اقرار می کنند که تجویز گالن چیزی بیش از یک تاثیر دارونما داشته است. لیتیم برای چندین دهه بعنوان یک تثبیت کننده کارآمد خلق و خو در بیماری دو قطبی شناخته شده است و احتمالا نمکهای لیتیم در چشمه هایی که Galen می شناخت، وجود داشته است. اما هنوز هم چندان مشخص نیست که لیتیم چطور باعث آرام کردن ذهن می گردد. اخیرا تیمی به رهبری Ben Cheyette، که عصب شناسی در دانشگاه کالیفرنیا در سانفرانسیسکو (UCSF) می باشد، موفقیت لیتیوم را به تاثیر بر خارهای دندریتی ربط داده است، برآمدگی های نازک و کوچکی که در آنجا نورونهای تحریکی تشکیل اتصال و یا سیناپس با سایر سلولهای عصبی می دهند. درمان لیتیمی تعداد خارهای دندریتی را در موشهای مهندسی شده دارای جهش ژنتیکی که در افراد مبتلا به اوتیسم، اسکیزوفرنی و اختلال دو قطبی دیده می شود، ترمیم نموده و به حد نرمال برمی گرداند. این مطلب در ژورنال روانپزشکی ملکولی گزارش شده است. لیتیم همچنین نشانه های بیماری را در این موشهای جهش یافته (که مشکل عدم علاقه به تعاملات اجتماعی، کاهش انگیزه و افزایش اضطراب را داشته اند) برعکس نموده، مشابه آنچه که در بیماریهای روانی در انسان دیده می شود.

به گزارش نوروسافاری به نقل از ساینس، آنها نشان داده اند که بین توانایی لیتیم برای معکوس کردن ناهنجاریهای رفتاری در موش و همچنین ناهنجاریهای خارهای دندریتی ارتباطی وجود دارد. Scott Soderling عصب شناس دانشگاه Duke واقع در دورهام در کارولینای شمالی به مطالعه این مطلب پرداخته که چطور نقصهای کارکردی در سیگنال دهی سیناپسهای مغز منجر به اختلالات روانپزشکی می شوند. او می افزاید که این کشف علمی بر ریشه ها و علتهای اصلی این بیماریها نیز نور می افکند. به نظر او این ناهنجاریهای خارها، به لحاظ کارکردی با اختلالات رفتاری در ارتباط هستند. در طی دو دهه گذشته، عصب شناسان شواهد زیادی فراهم کرده اند که نه تنها بیماری دو قطبی، بلکه سایر اختلالات روانپزشکی از جمله اوتیسم و اسکیزوفرنی را به رشد و نمو غیر عادی مغز ربط می دهند. بطور اخص آنها ناهنجاریهایی را در تعداد سیناپس ها و در شکل نورونها در محل تشکیل سیناپس ها، تشخیص داده اند. مطالعات آنها اغلب نشان می دهد که سیگنال دهی غیر عادی در مسیر پیام رسانی داخل سلولی مغزی موسوم به Wnt، در رشد اولیه و خیلی پیچیده تر از آن در تنظیم دقیق اتصالات مغزی نقش دارد. نقش Wnt می تواند در توضیح این مطلب کمک کند که چرا لیتیم موثر و کارآمد است بدین معنی که مانع از فعالیت آنزیمی موسوم به GSK-3β می شود که مانعی بر سر راه Wnt است. با تقویت سیگنال دهی مسیر Wnt، لیتیم می تواند یک تاثیر درمانی را در بیماریهای روانپزشکی داشته باشد یعنی در بیماریهایی که در آنها، مسیر Wnt توانایی و قدرت خود را از دست می دهد.

نورونهای موشهای جهش یافته و دارای بیماریهای روانپزشکی (تصویر وسط) از خارهای دندریتی (برآمدگی های سفید رنگ) کمتری نسبت به موشهای سالم (چپ) برخوردارند. درمان لیتیمی باعث شده تا در موشهای جهش یافته، رشته ها به حالت عادی بازگردند
نورونهای موشهای جهش یافته و دارای بیماریهای روانپزشکی (تصویر وسط) از خارهای دندریتی (برآمدگی های سفید رنگ) کمتری نسبت به موشهای سالم (چپ) برخوردارند. درمان لیتیمی باعث شده تا در موشهای جهش یافته، رشته ها به حالت عادی بازگردند

 

برای اینکه مشخص شود چطور این تاثیر بیوشیمیایی بر مغز اثر می گذارد، Cheyette و تیم دانشگاهی او در دانشگاه UCSF و موسسات دیگر، بر روی چند مسیر موازی به تحقیق و بررسی پرداخته اند. آنها ژنوم ۹۵۵۴ نفر مبتلا به اختلال دو قطبی، اوتیسم و یا اسکیزوفرنی را با ژنوم ۱۱۳۶۱ فرد فاقد این بیماریها مقایسه کرده اند و به دنبال تغییراتی در توالی ژنی DIXDCI بوده اند که یک ژن کلیدی دیگر در مسیر Wnt می باشد. تغییرات در هر دو گروه نادر بوده اند اما میزان شیوع این تغییرات در دو گروه مذکور به ترتیب ۰٫۹% در برابر ۰٫۵% بوده است یعنی در افراد مبتلا به این اختلالات، ۸۰ درصد بیشتر از افراد سالم بوده و این نشان می دهد که جهشهای ژنی باعث افزایش ریسک بروز این اختلالات می شود.

دانشمندان یک موش با نسخه جهش یافته DIXDCI را پدید آورده اند. آنها این جوندگان را تست کرده و تمایل آنها را برای تعامل با سایر موشها، برای اکتشاف محیطی جدید، و برای شنا کردن به هنگام قرار گرفتن در آب، بررسی کرده اند. موشهای جهش یافته میزان کمتری از اجتماعی شدن، میزان بیشتری از اضطراب، و عدم انگیزه را در مقایسه با گروه کنترل نشان داده اند که تمامی این علایم مترادف با اختلالات و بیماریهای روانپزشکی در انسان می باشند. دانشمندان به تصویر برداری از مغز این موشهای زنده پرداخته و نورونهای آنها را در آزمایشگاه بررسی کرده اند. تمامی تستها نشان می دهد که از تعداد خارهای دندریتی کاسته شده است. در عین حال، تستهای بیوشیمیایی نشان داد که سیگنال دهی مسیر Wnt در موشهای جهش یافته، تخریب شده است. آنها سپس موشهای جهش یافته را با لیتیم درمان کردند. اگرچه محققان می دانند که جوندگان نماینده کاملی برای اختلالات ذهنی و روانی انسان نیستند اما مشاهده کردند که نشانه های بیماری این جانوران بعد از مصرف لیتیم به میزان قابل توجه و مشخصی بهبود پیدا کرد. مطالعات آنها بر روی مغز این موشها نشان داد که تعداد رشته ها نرمال است. این یافته های کلیدی به نقل از Cheyette بیانگر آن است که لیتیم تاثیر درمانی شناخته شده خود بر روی بیماران مبتلا به اختلال دو قطبی را با تثبیت خارهای دندریتی نورونهای مغزی اعمال می کند.

ترجمه: ندا میهمی – وبسایت نوروسافاری

لینک گزارش این تحقیق در ژورنال Molecular Psychiatry:

DIXDC1 contributes to psychiatric susceptibility by regulating dendritic spine and glutamatergic synapse density via GSK3 and Wnt/β-catenin signaling

لینک خبر در وبسایت ساینس:

New clues to how lithium soothes the bipolar brain may shed light on other mental illnesses

Check Also

مردان خودخواه و زنان خیرخواه؟!/تفاوت عملکردی سیستم پاداش مغز مردان و زنان در رفتارهای اجتماعی

نوروسافاری | پژوهش های رفتاری نشان داده اند که زنان در قرض دادن پول به …

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *