هر آنچه لازم است در مورد کما، زندگی نباتی و مرگ مغزی بدانید

Rate this post

برخی از موارد مهم ناهشیاری و اختلال در عملکرد مغز

نوروسافاری | این مقاله قصد دارد توضیح مختصر اما مفیدی در مورد وضعیت های مختلف کما از جمله سندروم قفل شدگی، زندگی نباتی و مرگ مغزی فراهم آورد. در ادامه با ما همراه باشید.

لازم به ذکر است که هر کدام از موارد اشاره داده شده در این نوشته تنها اطلاعات اولیه و مقدماتی را به دست خواننده ی عام می دهد و نویسنده به هیچ وجه داعیه نوشتن متن تخصصی پزشکی در این زمینه را ندارد.

کما (coma):

کما (coma) واژه ای یونانی معادل خواب عمیق است که به وضعیتی از ناهوشیاری گفته میشود که در آن شخص هیچ گونه آگاهی نسبت به خود و محیط اطرافش ندارد و با چشمان بسته دراز کشیده است. در این شرایط شخص نه تنها به محرک های نور و صدا واکنش نشان نمی دهد بلکه با دریافت دردناک ترین محرک های فیزیکی هم به هوش نمی آید و توانایی انجام حرکات ارادی را ندارد. برای اینکه وضعیت بیمار با دیکر موارد ناهوشیاری اشتباه گرفته نشود، بایستی این وضعیت حداقل یک ساعت ادامه داشته باشد.

کما یا اغما می تواند بر اثر آسیب دیدن مغز رخ دهد. ضربه ی مغزی، افت شدید فشار خون، سکته و خون ریزی مغزی، محرومیت و کمبود اکسیژن، مسمومیت سیستم اعصاب مرکزی (اغلب به واسطه بیش مصرفی دارو و یا مواد مخدر) هر کدام میتوانند به مغز آسیب رسانده و در نهایت عامل وارد شدن شخص در وضعیت کما بشوند. در پاره ای از موارد هم تجویز دارو توسط پزشک برای پیشگیری از درد بسیار شدید و یا حفظ عملکرد مغز پس از ضربه مغزی می تواند فرد را به کما ببرد. فرآیند بهبودی کما می تواند روزها و یا هفته ها طول بکشد. اگر چه پیش بینی مدت زمانی که شخص در کما خواهد بود بسیار سخت است اما در اغلب موارد ممکن است بیمار پس از ۲ یا ۴ هفته به تدریج به هوش بیاید. اگر شخص بیمار پس از گذشت این مدت زمان اصطلاحا از کما بیرون نیاید، ممکن است به یکی از سه وضعیت سندروم قفل شدگی (locked-in syndromeزندگی نباتی (vegetative state) و یا مرگ مغزی (brain death) تغییر وضعیت بدهد. اینکه شخصی که در اغما فرو رفته است چه سرنوشتی خواهد داشت به مواردی چون علت ایجاد کما، محل آسیب دیدگی در مغز و همچنین گستردگی و شدت و قوت آن ارتباط دارد. همچنین میزان بهبودی بیمار در صورت بیرون آمدن از کما به همین موارد بستگی دارد و بسته به شدت و ضعف آنها بیمار میتواند بهبودی نسبی و یا در مواردی بهبودی کامل را حاصل کند. 

مطلب مرتبط: راهکاری جدید برای خارج کردن بیماران از کما با ابزاری آزمایشی

علائم و نشانه های سندروم قفل شدگی:

این سندروم نشان از وجود یک وضعیت بالینی پیچیده دارد که در آن بیمار علی‌رغم داشتن هوشیاری کامل عملا در بدنی ناتوان محبوس شده است. در این وضعیت بیمار جز حرکات محدود چشم قادر به انجام حرکات ارادی دیگری نیست و چون قدرت تکلم را هم از دست داده است، تنها از طریق حرکت چشم می تواند با اطرافیان ارتباط برقرار کند. شخص در این حالت از هوشیاری طبیعی، توانایی دیدن و شنیدن برخوردار است. بهبودی از این وضعیت کاملا به دلایل ایجاد آن بستگی دارد اما در بیشتر موراد برای شخص مبتلا به این سندروم بهبودی کامل متصور نیست گرچه شخص توانایی و مهارت های ارتباطی خود را از طریق چشم می تواند بهبود بخشد.

علائم و دلایل زندگی نباتی:

در زندگی نباتی شخص همچنان بیهوش است و هیچ آگاهی از خود و محیط اطرافش ندارد. تفاوت اساسی بین کما و این نوع از ناهوشیاری در این است که در وضعیت زندگی نباتی، شخص بیمار در لحظاتی هوشیار به نظر می رسد به طوری که ممکن است چشمان خود را باز کند و یا بعضی از اندام های خود را حرکت دهد در صورتی که این حرکات تماما بی اختیار انجام می پذیرد. چنانچه وضعیت شخص به مدت حداقل ۴ هفته به درازا بیانجامد، می گوییم که شخص در وضعیت زندگی نباتی ادامه دار قرار دارد و اگر این وضعیت به چندین ماه پس از آسیب دیدن مغز (در صورتی که این آسیب دیدگی بر اثر کمبود اکسیژن در مغز مثلا بر اثر سکته قلبی ایجاد شده باشد) و یا به ۱ سال پس از آسیب دیدگی (بر اثر ضربه مغزی مثلا بر اثر تصادف شدید) برسد، شانس بازگشت هوشیاری در شخص به طور نا امید کننده ای پایین خواهد بود و شخص عملا وارد مرحله زندگی نباتی ادامه دار شده است.

مطلب مرتبط: تعیین سطح هوشیاری با تصاویر رنگین کمانی

تصویر بیمار در وضعیت زندگی نباتی
تصویر بیمار در وضعیت زندگی نباتی

نشانه های مرگ مغزی:

داشتن ضربان قلب و تنفس از نشانه های بارز حیات و زنده بودن تلقی می شوند. با این همه لحظه واقعی مرگ لزوما زمانی نیست که تپش قلب متوقف شود و یا تنفس از کار بیافتد. مرگ مغزی به عنوان یکی از نشانه های قطعی مرگی می تواند ساعت ها قبل از مرگ اتفاق افتد. بر اساس تعریف، مرگ مغزی یا کمای غیر قابل بازگشت به وضعیتی اطلاق می شود که در آن بیمار تمامی عملکردهای مغز خود را از دست داده است و این وضعیت بایستی بر مبنای تشخیص متخصص غیرقابل بازگشت قلمداد شود. همانطور که در تصویر پایین دیده می شود، مرگ مغزی در تصویر سمت راست کاملا از طریق عدم نشانه های سوخت و ساز مغری و وجود سوخت و ساز در پوست اطراف جمجمه دیده می شود که همچنان به مصرف انرژی ادامه می دهد.

تفاوت متابولیزم مغز سالم و مرگ مغزی
تفاوت متابولیزم مغز سالم و مرگ مغزی

از عوامل موثر در تشخیص غیر قابل بازگشت بودن عملکرد مغزی می توان به عدم واکنش بیمار در مقابل تحریکات حسی و کلامی (نشانگر تخریب کورتکس مغز)، از بین رفتن رفلکس های مردمک و قرینه چشم (نشانگر تخریب ساقه مغز) و عدم فعالیت تنفسی (نشانگر تخریب پل مغزی) اشاره کرد. اگر چه در این شرایط ضربان قلب بیمار تنها با کمک دستگاه تنفس مصنوعی همچنان ادامه دارد، اما بازگشت بیمار غیر ممکن است و به محض از کار انداختن دستگاه تنفس،مرگ قطعی بیمار رخ خواهد داد.

مطلب مرتبط: تلاش دانشمندان برای زنده کردن مردگان: امیدی تازه برای بیماران مرگ مغزی

ترجمه و گردآوری: محمد هویدی اردستانی – وبسایت نوروسافاری

همچنین ببینید

بزرگترین هم اندیشی سالیانه علوم اعصاب کشور BCNC2018

Rate this post 00

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *