خانه / داروشناسی اعصاب و روان / استرس مزمن عامل التهاب، تخریب سیناپسی و افسردگی

استرس مزمن عامل التهاب، تخریب سیناپسی و افسردگی

نوروسافاری | دانشمندان می گویند استرس مزمن می تواند مغز ما را ملتهب کند، ارتباط بین سلولهای عصبی ما را تخریب کند و منجر به افسردگی شود.

اکنون آنها در تلاشند تا درک بهتری از اینکه چرخه مخرب چگونه اتفاق می افتد و چگونه مداخله بهتری می توان داشت، به دست بیاورند.

به گزارش نوروسافاری از دانشگاه آگوستا، دکتر آنیلکومار پیلای، متخصص اعصاب و روان در گروه روانپزشکی و سلامت رفتار در کالج پزشکی آگوستا جورجیا می گوید، حتی داروهای ضد التهابی تجویز شده قدرتمند که باید به شکستن ارتباط بین استرس مزمن و التهاب کمک کنند، به بسیاری از بیماران مبتلا به افسردگی کمکی نمی کند.

دو هزینه تحقیق جدید به مبلغ حدود ۲٫۴ میلیون دلار از انستیتوی ملی سلامت روان به دکتر پیلای داده شده تا دکتر پیلای و تیم او به بررسی شواهد روزافزونی بپردازند مبنی بر اینکه این مشکل افسردگی ممکن است با تأثیر استرس بر بدن ما و بر پاسخ ایمنی بنیادی، پیشرو و غیراختصاصی بدن که ایمنی ذاتی نامیده میشود، شروع شود.

بیشتر بدانید:  "اتیسم همراه با ناتوانی ذهنی" با اختلال عملکرد سیستم ایمنی بدن مادر در دوران بارداری مرتبط است

سیستم کمپلمان و سیناپسها

سیستم ایمنی خاصی که سیستم کمپلمان نامیده میشود, به دلیل اینکه یافته های اولیه نشان می داد برای کمک به سیستم ایمنی بدن در مبارزه با مهاجمان ضروری است, بخشی از این پاسخ ایمنی ذاتی است. پیلای سطح بالایی از C3 را که او آنرا در مرکز تمام مسیرهای فعال شده کمپلمانی  می داند هم در مغز افراد مبتلا به افسردگی و هم در مدل های حیوانی پیدا کرد.

سیستم کمپلمان همچنین در طی رشد برای از بین بردن اتصالات بد بین نورونها دارای کارکرد مهمی است و شواهد خوبی وجود دارد که همین اتفاق در مغز رشد یافته بالغ در ارتباط با مشکلاتی مانند اختلال افسردگی اساسی و آلزایمر به هنگام از دست دادن این اتصالات مهم که سیناپس نامیده میشود رخ می دهد که به جای مفید بودن, در واقع مشکل ساز می شود.

پیلای می گوید:

شما باید در طول رشد یک سیستم کمپلمان کارآمد داشته باشید.

اما او و همکاران تحقیقاتی وی برخی از اولین شواهدی را پیدا کرده اند مبنی بر اینکه در افسردگی سیستم کمپلمان نیز فعال است و باعث التهاب و از بین رفتن سیناپس ها در قشر پیش- پیشانی مغز میشود، ناحیه ای از مغز که برای حافظه کاری، شخصیت و عملکرد اجرایی مهم است. وی می گوید:

تحت استرس مزمن شما سیناپس های خود را از دست میدهید.

میدانیم که C3 نقش مهمی در التهاب در مغز دارد و همچنین میدانیم که میکروگلیاها، که سلولهای ایمنی ساکن در مغز میباشند، در طول رشد مغز از C3 برای از بین بردن سیناپس ها استفاده می کنند.

پیلای در حالی که همچنان به کنار هم گذاشتن قطعات این پازل پیچیده ادامه میدهد, می گوید:

ما انتظار داریم که استرس مزمن C3 را افزایش دهد.

بیشتر بدانید:  حمله سیستم ایمنی بدن یک زن به مغز!

منشا افزایش کمپلمان در مغز

اکنون او و همکارانش می خواهند بدانند که C3 بالا از کجا به وجود می آید، اینکه آیا از سلولهای ایمنی بدن به نام مونوسیت ها میباشند، که در پاسخ به استرس در بدن گردش می کنند یا به خاطرمیکروگلیاها است. ممکن است معلوم شود که میکروگلیا منبع مستقیمی است اما تغییرات استرس مزمن بر بدن محرک این سیکل معیوب و مخرب میباشد.

پیلایی می گوید، مطالعات نشان داده است که استرس مزمن یکی از عوامل اصلی افسردگی است. در واقع، افرادی که مشکلات سلامتی جسمی مانند سرطان یا بیماری های قلبی دارند که در آنها التهاب نیز یک عامل اصلی است، اغلب دچار افسردگی می شوند و حداقل یک دلیل این است که سطوح بالای التهاب که بر بدن تأثیر می گذارد ممکن است بر مغز نیز تأثیر بگذارد.

او می گوید:

آنها اساساً به صورت دو طرفه به یکدیگر سوخت می دهند. همه اینطور نیستند؛ بلکه یک زیر مجموعه ای از افراد با این شرایط میباشند.

در مقاله ای که در سال ۲۰۱۸ در مجله مغز، رفتار و ایمنی منتشر شده است، آزمایشگاه پیلای از افزایش قابل توجه در میزان C3 در قشر جلوی مغز افراد افسرده ای که اقدام به خودکشی کرده بودند، خبر داد. آنها همچنین در پاسخ به استرس مزمن افزایش بیان C3 در قشر پیش پیشانی مغز موش را مشاهده کردند، اما موشهایی که فاقد C3 بودند در پاسخ های خود رفتار شبیه افسردگی نشان ندادند. در حقیقت، فقط القاء بیان بیش از حد C3 در نواحی خاصی از قشر جلوی مغزی حتی بدون استرس باعث ایجاد رفتارهای شبه افسردگی میشود.

یافته های اولیه آنها حاکی از آن است که هنگامی که NF-kappa B، که یک فاکتور رونویسی میباشد که ایمنی ذاتی و انطباقی را تنظیم می کند و به عنوان تنظیم کننده کلیدی التهاب در افسردگی نقش دارد، مهار می شود، افزایش C3 ناشی از استرس در قشر پیش پیشانی موش کاهش می یابد. به نظر می رسد کاهش میکروگلیا اساساً همین کار را انجام می دهد.

این بار آنها هر دو سطح C3 و گیرنده های آن را در میکروگلیا و همچنین مونوسیت های محیطی پایین آورده اند تا نقش سیستم کمپلمان و منبع C3 را بیشتر تجزیه کنند.

بیشتر بدانید:  شناسایی نقشی جدید و شوکه کننده برای سیستم ایمنی در "کنترل تعاملات اجتماعی"

داروهای مهار کننده کمپلمان

از همکاران پیلای می توان به دکتر استفان تاملینسون، متخصص سیستم کمپلمان و التهاب سیستم عصبی مرکزی، که رئیس موقت گروه میکروبیولوژی و ایمونولوژی در کالج پزشکی دانشگاه علوم پزشکی کارولینای جنوبی است، اشاره کرد. یکی از موارد بسیاری که در آزمایشگاه تاملینسون انجام میشود, تولید مهارکننده های کمپلمان میباشد, از جمله داروهایی که فعال شدن C3 را از طریق مسیرهای مختلف را مسدود می کند، که پیلای برای این مطالعات از آن استفاده می کند و بینش بیشتری در مورد چگونگی وقوع فعال شدن ارائه می دهد.

پیلای میگوید:

اگر مهارکننده های کمپلمان در مدل های حیوانی کار کنند، برخی از این داروهای تحقیقاتی ممکن است روزی به افراد مبتلا به افسردگی بر اساس سطح التهاب آنها کمک کند.

دومین کمک مالی NIMH، مطالعات بیشتری را در مورد چگونگی فعال شدن میکروگلیا فراهم می کند و پیلای گمان می کند که این اینترفرون آلفای در گردش بدن است که میکروگلیا را فعال و C3 را زیاد می کند.

اینترفرون آلفا دارویی است که برای درمان بیماریهایی مانند سرطان و هپاتیت استفاده می شود، اما همچنین یک پروتئین طبیعی است که سیستم ایمنی بدن را تحریک می کند تا مواردی مانند ملانوما و عفونت های ویروسی را از بین ببرد.

مقادیر زیادی از اینترفرون آلفا در خون مبتلایان به افسردگی یافت شده است، و درمان طولانی مدت اینترفرون آلفا برای مشکلاتی مانند سرطان یا هپاتیت B مزمن می تواند باعث افسردگی یا سایر مشکلات سلامت روان شود. حتی حیوانات آزمایشگاهی سالم که به اینترفرون آلفا تزریق می شوند علائم افسردگی دارند.

دانشمندان MCG درمان با آنتی بادی گیرنده اینترفرون را دیده بودند, که موجب میشود رفتارهای معیوب اجتماعی و افسردگی مانند در موش های در معرض استرس مزمن، کاهش یابد.

بیشتر بدانید:  کشف واسط گمشده مغز و دستگاه ایمنی

مطالعات آینده

مطالعات جدید قادر خواهد ساخت تا فرضیه آنها را بیشتر بررسی کنند که آیا افزایش فعالیت اینترفرون آلفا در بدن با استرس باعث افزایش فعال شدن میکروگلیا و تولید C3 آنها در مغز می شود که منجر به از بین رفتن اتصالات نورونی و رفتار افسردگی می شود. این مطالعات شامل استفاده از آنتی بادی گیرنده اینترفرون برای جلوگیری از عملکرد آن است. پیلای خاطرنشان می کند، این واقعیت که اینترفرون آلفا در استرس مزمن بالا می رود، شاخص دیگری است که بدن استرس را دوست ندارد.

پیلای می گوید سلول های ایمنی در مغز معمولاً به اندازه آنهایی که در بقیه بدن گردش می کنند واکنشی نیستند، اما قطعاً استرس توجه آنها را جلب می کند. عملکرد ایمنی اصلی C3 از طریق میکروگلیا در مغز و مونوسیت ها در بدن انجام می شود، دلیل دیگری که او می خواهد C3 را در هر دو نوع سلول از بین ببرد تا اثر آنرا ببیند این موضوع میباشد.

روشهای درمانی ضد التهابی فعلی به جای ایمنی ذاتی که کمتر اختصاصی است بر التهاب ناشی از ایمنی تطبیقی ​​متمرکز شده است، یک پاسخ ایمنی خاص برای برخی از مهاجمین مانند باکتریها. اما ایمنی ذاتی در شرایط دیگری  مانند سرطان و بیماری های قلبی عروقی در حال تبدیل شدن به یک هدف است و نقش آن در التهاب و تنظیم سیناپسی علاقه پیلای را به یافتن نقش آنها در افسردگی جلب کرده است.

ترجمه: الهام مه آبادی پور – وبسایت نوروسافاری

منبع:

Dissecting connections between chronic stress, inflammation and depression

همچنین ببینید

دوره آموزشی مبانی علوم اعصاب کاربردی (دوره ششم)

4.9 / 5 ( 44 votes ) نوروسافاری | موسسه دانش بنیان نوع یک آینده مغز …

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *