تعریف علمی مرگ چیست؟

4.3
06

نوروسافاری | با توجه به میراث پنجاه ساله گزارشی شایان توجه از دانشگاه هاروارد در مورد مرگ مغزی، گزارشی ویژه و جدید سوالاتی را که مدت زیادی است در مورد تعریف مرگ مطرح شده اند، به همراه پیامدهای آن برای موضوع اهدای عضو و با نگاهی به درس هایی از بیماری به نام “جاهی مک مث” بررسی می کند.

آیا مرگ باید طبق اصطلاحات دقیق بیولوژیکی  تعریف شود؟ یعنی مرگ به هنگام  نارسایی بدن در حفظ اعمال مختلف مانند تنفس، گردش خون و فعالیت عصبی تعبیر می شود؟ آیا باید  بر اساس وقوع یک آسیب شدید عصبی حتی در صورتی که عملکردهای بیولوژیکی سالم باقی مانده باشند، مرگ اعلام شود؟ یا ضرورتا یک مفهوم پیچیده اجتماعی است که لازم است از طرق متفاوتی تعریف شود.

بیشتر بدانید:  هر آنچه لازم است در مورد کما، زندگی نباتی و مرگ مغزی بدانید

به گزارش نوروسافاری از مرکز هستینگز، سوالات گسترده ای در یک گزارش ویژه (تعریف مرگ: پیوند عضو و میراث پنجاه ساله از گزارش هاروارد درباره مرگ مغزی) که به تازگی در شماره اخیر گزارش مرکز هاستینگز منتشر شده است مورد بررسی قرار گرفته اند. این گزارش ویژه یک همکاری بین مرکز هاستینگز و مرکز اخلاق زیستی یا پزشکی در مدرسه ی پزشکی هاروارد است.

ویرایشگران این مقاله رابرت د.تروگ، فرانسیس گلسنرلی استاد اخلاق پزشکی، علم بیهوشی و طب اطفال و مدیر مرکز اخلاق زیستی یا پزشکی در دانشکده پزشکی هاروارد؛ نانسی برلینگر، محقق پژوهشگر در مرکز هیستینگز؛ راشل زاچیاریس، دانش آموزی در دانشکده حقوق دانشگاه پنسیلوانیا و مدیر سابق پروژه و دستیار تحقیق در مرکز هیستینگز و میلدرد ز. سولومون رئیس مرکز هاستینگز می باشند.

بیشتر بدانید:  احتمال بازگشت به زندگی تا پنج دقیقه پس از مرگ

تا میانه های قرن بیستم مرگ تعریف ساده ای داشت: یک فرد در صورتی مرده قلمداد می شد که  واکنشی به محرکها نداشته و نبض و تنفس غیرارادی نداشته باشد.

دو پیشرفت منجر به نیاز به تعریف جدیدی از مرگ شد و این تغییر در تعریف مرگ مغزی در گزارش هاروارد در سال ۱۹۶۸ منتشر شد. اولین پیشرفت اختراع تهویه ی مکانیکی بود که این اختراع به خوبی مورد حمایت قرار گرفت. این پیشرفت امکان حفظ تنفس و گردش خون در بدن فردی که در غیر این صورت و در اثر آسیب مغزی که منجر به از دست رفتن عملکردهای حیاتی بدنش شده و خواهد مرد را فراهم می کند. دومین پیشرفت پیوند عضو می باشد، که معمولا  نیازمند در دسترس بودن اندام های زنده از کالبد هایی است که مرده قلمداد شده اند همانطور که در مقدمه ی گزارش ویژه توضیحات داده شده است.

از آنجایی که مرگ  زمانی اعلام می شود که بیمار طبق معیار های نورولوژیکی مرده محسوب می شود ولی اندام ها توسط یک دستگاه تهویه و یک قلب دارای نبض زنده نگه داشته می شوند در افرادی که به اهدای عضو رضایت داده اند، منبع ایده آلی برای اعضای قابل پیوند هستند.

بیشتر بدانید:  آگاهی پس از مرگ از بین نمی رود؟/عصب شناسان چه می گویند؟

درحالی که تعریف قانونی مرگ در تمام ۵۰ ایالت شامل مرگ در اثر آسیب مغزی- پایان غیرقابل برگشت تمام عملکردهای کل مغز است به تازگی طبق بررسی انجام شده در بیماری به نام جاهی مک مث که بر اساس آسیب مغزی مرده قلمداد شده بود اما پیشرفت های بیولوژیکی غیرمنتظره ای در او مشاهده گردید، مفهوم مرگ مغزی مورد بحث باقی مانده است.

تردیدهای جدید درباره تعریف مرگ

 در یک گزارش ویژه و جدید متخصصین پیشرو در علم پزشکی، اخلاق زیستی و پزشکی و دیگر زمینه ها، تردیدهای جدیدی را مورد بحث و گفت‌وگو قرار داده‌اند:

  1. آیا افراد اهداکننده عضو که دچار مرگ مغزی شده اند مرده اند؟ (توجیه مفهومی مرگ مغزی) نوشته جیمز برنات استاد بازنشسته پزشکی و مغز و اعصاب در دانشکده پزشکی  دارتموث از چشم اندازی که مدت مدیدی است وجود دارد حمایت می کند و طبق آن مرگ مغزی، صرف نظر از حمایتهای پزشکی، به سرعت موجب فروپاشی بدن می شود. اما (مرگ مغزی: یک نتیجه‌گیری در جستجوی توجیه) نوشته  د. الان شیومن استاد بازنشسته طب اطفال و مغز و اعصاب در مدرسه پزشکی دیوید گفن در UCLA موارد مختلفی را بررسی میکند که طبق آن کالبد بیمارانی که مرگ مغزی آن ها اعلام می شود دچار فروپاشی نمی شوند و  توسط تهویه گر مکانیکی و غذادهی از طریق لوله حفظ می شوند. (اهدا کنندگان عضو نمرده اند) اری جاف، استاد بالینی در دپارتمان طب اطفال در دانشگاه البرتا این مساله را عنوان کرد که یک زیرمجموعه از دهندگان عضو یعنی کسانی که مرگ آن ها پنج دقیقه بعد از وهله اول از دست رفتن نبض اعلام شده است،  مرده قلمداد نمی شوند به این دلیل که شرایط آن ها با مداخله پزشکی قابل برگشت است.                                                                                                      
    بیشتر بدانید:  سوگ عزیزان‌ می‌تواند باعث مرگ شود؟/ بررسی پدیده‌ای که خیلی‌ها دیده‌اند
  2. مسائل اخلاقی: نجات بیماران یا نجات اندام ها؟ در اهداکنندگان عضو به طور بالقوه، در مورد کسانی که خارج از بیمارستان دچار ایست قلبی غیرقابل انتظار شده اند، درگیر چالش های اخلاقی می شوند به دلیل اینکه اولویت در مورد آن ها نگرانی در مورد مداخلات مربوط به ابقای زندگی بیمار است و نگرانی های مربوط به اهدای عضو ممکن است مطرح نباشد. هنگامی که شانس زنده مانی بیمار و بهبود او به شدت نامشخص است، اولین پاسخ دهندگان شانس محدودی برای فعالیت در راستای حفظ اندام های حیاتی دارند. در برخی موارد که پروتکلهای حفظ اندام بعد از شکست عملیات احیاء قلب و ریه یا CPR آغاز شده بود بیماران تا حدی بهبود یافته اند. (DCD کنترل نشده: چه وقتی ما باید از تلاش برای حفظ بیمار دست بکشیم و روی حفظ اندام های او تمرکز کنیم؟) نوشته دکتر ایوان ارتگا دبالون استادیار قانون سلامت و اخلاق پزشکی و احیا در دانشگاه اسپانیا و دیوید رودریگز –آریاس، رامون یک کاجل محقق فلسفه اخلاق و اخلاق زیستی یا پزشکی در دپارتمان فلسفه دانشگاه دونتات گرانادا در اسپانیا، این موضوع را بررسی می کنند که آیا پروتکل های اخیر به طور اولیه در بیماران اهداکننده ی عضو این امر را که آنها شانس معناداری برای بقا دارند را در نظرمی گیرند یا نه؟ آنها راهکاری را ارائه داده‌اند که تا حد زیادی به منافع بیماران اهمیت می دهد، حتی هنگامی که آن ها مورد ارزیابی قرار گرفته و به عنوان اهداگر عضو شناخته باشند.                                                            
    بیشتر بدانید:  تعمق در مرگ باعث تغییر طرز تفکر می شود
  3. آینده‌ی اهدای عضو: در دو مقاله سوالات اخلاقی مرتبط با استفاده از خوک ها و دیگر حیوانات به عنوان دهندگان عضو به انسان ها بررسی شده است: (دیگر حیوانات: آینده ی اهدای عضو) نوشته  لزلی شارئ، باربارا چامبرلین و هلن پامبرلین جوزفبرگ استاد انسان شناسی در کالج بارنارد و (بدن های در حال انتقال: اخلاقیات در تحقیقات پیوندهای بین گونه ای ) نوشته شیلا جاسانوف، پ فورژمیر استاد مطالعات علم و تکنولوژی  دانشگاه هاروارد جان اف کندی مدرسه دولت.                                                                                                             
    بیشتر بدانید:  تلاش دانشمندان برای زنده کردن مردگان/امیدی تازه برای بیماران مرگ مغزی
  4. مورد بیمار جاهی مکمث:  مفهوم مرگ مغزی در تضادهایی که در بیمار مک مث ایجاد شد بارز بود. مک مث یک نوجوان آمریکایی-آفریقایی بود که پس از جراحی انتخابی که خوب پیش نرفت در بیمارستان کالیفرنیا در سال ۲۰۱۳ مرگ مغزی او اعلام شد. با رد این تصمیم، خانواده‌اش او را به نیوجرسی منتقل کردند، وضعیت مرگ مغزی او یک معافیت از نقطه نظر مذهبی در این ایالت بود بدین معنی که بیمار در شرایط این معافیت می تواند تحت مراقبت طولانی مدت  پزشکی قرار گیرد. نزدیک به چند سال، مک مث به طور بیولوژیکی زنده نگه داشته شد تا وقتی که او در سال ۲۰۱۸ در اثر ایست قلبی درگذشت. سه مقاله سوالاتی را در مورد این فرد از نقطه نظر اجتماعی، اخلاقی و پزشکی بررسی کرده‌اند و وضعیت بیمار و خانواده‌ی او را طبق شرایط و یافته‌های جدید در مورد عواقب سلامتی خطاهای ضمنی مجددا مورد بررسی قرار داده‌اند: ( درس هایی از کیس جاهی مک مث) نوشته رابرت د تروگ، (کیس جاهی مک مث: از نقطه نظر یک نورولوژیست) نوشته د آلان شیومون و ( ملاقات مجدد مرگ: خطای ضمنی و کیس جاهی مک مث) نوشته مایکل گودوین، پروفسور رئیس دانشگاه اروین و مدیر بنیان گذار مرکز بیوتکنولوزی و سیاست سلامت جهانی.

بیشتر بدانید:  زندگی عجیب پس از مرگ برای مغز انیشتین

ترجمه: دکتر آیرین نجفی – وبسایت نوروسافاری

لینک مقاله:

Brain Death at Fifty: Exploring Consensus, Controversy, and Contexts

لینک خبر:

Brain Death at Fifty: Exploring Consensus, Controversy, and Contexts

همچنین ببینید

چرا والدین نوزاد را بیشتر روی بازوی چپ نگه می دارند؟

4.8 20 نوروسافاری | بیش از دو سوم از مردم ترجیح میدهند نوزاد را در …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *