تفاوتهای مغزی وطن پرستی با ملی گرایی

5 (100%) 3 vote[s]

Avatar
دکتر میرشهرام صفری

نوروسافاری l ملی گرایی یا وطن پرستی ،کدامیک؟ آیا تفاوتی بین ساختار ماده خاکستری مغز این افراد وجود دارد؟

شاید بسیاری از ما خود را ملی گرا و یا وطن پرست بدانیم، و یا شاید تفاوتی میان ایندو قائل نشویم و یا اصلا تفاوت میان این دو ایدئولوژی را ندانیم.

اما در مطالعه ای که اخیرا صورت گرفته نشان داده شد که جهت گیری سیاسی (محافظه کارانه یا لیبرالیسم) تحت تاثیر ساختار مغز انسان مانند قشر کمربندی قدامی (ACC) و آمیگدال قرار دارد. اگرچه، عقاید سیاسی بشر محورهایی بیشتر از محافظه کاری-لیبرالیسم دارد.

به طور خاص، ناسیونالیسم به عنوان عامل مهمی تعریف شده است که بسیاری از جهانیان را به سمت هرج و مرج و جنگ میکشاند. بیشتر مطالعات مربوط به ناسیونالیسم بر دو عامل تمرکز می کنند: ملی گرایی و وطن پرستی. که در ایالات متحده هر دو با محافظه کاری ارتباط دارند، هرچند موازی با آنها سایر عقاید سیاسی نیز وجود دارند. اما تمایز بین ملی گرایی و وطن پرستی مهم است.

بیشتر بدانید:  قدرت باعث آسیب مغزی می شود/چرا قدرت واقعا برای مغز مضر است؟ (بخش اول)

تعریف ناسیونالیسم و وطن پرستی

روش های مختلفی برای تعریف ناسیونالیسم و وطن پرستی وجود دارد، در تحقیق درباره نگرش ملی، دو نوع جداگانه دلبستگی نسبت به کشور به طور معمول تمایز می یابد. ناسیونالیسم یا همان ملی گرایی و ​​وطن پرستی اصطلاحات چندگانه ای هستند که به تمایز مشابه ای اشاره می کنند. ملی گرایی و وطن پرستی به انواع متمایز روابط بین ملت و شهروندانش اشاره دارد، بنابراین شیوه های مختلفی را تعریف می کند که در آن به مرز بین گروه های ملی داخلی و گروه های مهاجر خارجی کشیده شده است . ملی گرایی نشان دهنده دلبستگی غیرواقعی و نسنجیده و ایده آل ملی است که همراه با احساس برتری ملی نسبت به سایر کشورها است. ملی گرایی نشان دهنده تمایل به حفظ سطح بالایی از همگنی ملی است در حالی که همزمان بر تمایز با سایر ملل تأکید میکند. در این دیدگاه از ملیت، شهروندان یک میراث فرهنگی یا اجدادی مشترک دارند، در حالی که مهاجران احتمالا به عنوان “بیگانه” ها دیده می شوند که تهدیدی برای انسجام ملی می باشند. بر این اساس، حمایت از ملی گرایی به طور مداوم با نگرش منفی نسبت به مهاجرت همراه است.

از سوی دیگر، وطن پرستی، افتخارکردن به کشور خود میباشد، به ویژه نسبت به نهادهای سیاسی آن (به عنوان مثال، دموکراسی)؛ و اساس ارزیابی مثبت نسبت به کشور است که مستقل از مقایسه با سایر کشورها میباشد . بدین ترتیب با تحمل گروه های مهاجر و برقراری اصول دموکراتیک مانند ادغام گروه های اقلیت در جامعه ملی سازگار است. دلبستگی میهن دوستانه غالبا با نگرش های مهاجرتی رابطه ندارد ویا حتی با نگرش های مهاجرتی ارتباط مثبت دارد. حمایت از ارزش های دموکراتیک مانند افتخاربه نظام رفاه اجتماعی و نهادهای دموکراتیک، عوامل اصلی وطن پرستی است که احتمالا وضع مهاجرت منفی را کاهش می دهد. با این وجود، وطن پرستی با افتخار اشاره به دلبستگی به کشور دارد، که توضیح دهنده آن است که چرا وطن پرستی معمولا با ملی گرایی همبستگی مثبت دارد. بنابراین این دو جنبه از وطن پرستی (دلبستگی ملی و حمایت از ارزش های دموکراتیک) از هم جدا نشدنی است. علاوه بر این، حضور همزمان این دو جنبه در مدل های توضیحی، توضیح دهنده آن است که چرا بین وطن پرستی و نگرش های مهاجرت یک رابطه کمتر پایداری نشان داده شده نسبت به رابطه ی بین ناسیونالیسم و نگرش مهاجرت، که یک رابطه مستقیم و ساده است.

اجازه ندهید ملی گراها، میهن پرستی را سرقت کنند

این موضوع را میتوان از دیدگاه دیگری نگریست، یک دیدگاه کل نگر که خط و مش یک کشور را مشخص میکند. مثال بارزی در این مورد، سخنرانی معروف امانوئل مکرون، رئیس جمهور فرانسه است که در روز ۱۱ نوامبر زمانیکه رهبران جهان به مناسبت صدمین سالگرد قرارداد صلح  پایان جنگ جهانی اول دور هم آیی داشتند، بیان کرد. مکرون در سخنرانی خود جمله جنجالی را بیان کرد: اجازه ندهید ملی گراها، میهن پرستی را سرقت کنند، هدف او از گفتن این جمله چه بود؟

ظاهرا موضوع Macron، جنگ جهانی اول بود، لحظه ای که “اروپا تقریبا خودکشی کرد.” اما موضوع واقعی سخنرانی؛ فرانسه بود – دو دیدگاه متفاوت در مورد فرانسه که بیش از یک قرن با یکدیگر رقابت کرده اند. از یک طرف، رئیس جمهور فرانسه، فرانسه را از درون کشوری ناسیونالیسم و انزواگرا توصیف کرد؛ این تعریف از کشور برای مدت زمان بسیار طولانی وجود داشته  و بسیاری فرانسه را با این تعاریف میشناسند و همانطور که مکرون بیان می کند یک درخواست عمیق و اصلی برای کشور است:

اول منافع ما است و سپس ، مابقی کسانی که از آن مراقبت می کنند.

این چیزی است که همه می توانند درک کنند، یعنی ملی گرایی.

اما مکرون همچنین سعی کرد تا روش دیگری را برای تفکر در مورد کشورش مطرح کند:

در این دیدگاه ، فرانسه را به عنوان یک کشور سخاوتمند، به عنوان یک برنامه ریز و به عنوان ارتقاء دهنده ارزش های جهانی و به گفته مکرون مخالف ناسیونالیسم معرفی میکند؛ برای حمایت از این دیدگاه دلایل بسیار است، و در عین حال در طول سال ها، بسیاری از فرانسویان از آن پشتیبانی کرده اند. این فرانسه بود که حکم دادگاه دریفوس را لغو کرد، بر این اساس فرانسه همه شهروندان و نه فقط نژاد فرانسوی را باور داشت، بنابراین همه شهروندان از هر نژادی باید به طور مساوی تحت حمایت قانون قرار گیرد؛ این فرانسه بود که به جنبش ایستادگی به جای شکست ملحق شد، و بدین منظور موافقت کرد تا قدرت و حاکمیت را با آلمان در پی جنگ دوم جهانی، تقسیم کند. اینها تماما به معنای وطن پرستی است.

این نوع وطن پرستی، با آرمان های بزرگتری در مورد دموکراسی پیوند خورده و در واقع یک منفعت مشترک است، بنابر این مهم است که در مورد آن فکر کنیم.

بیشتر بدانید:  قدرت باعث آسیب مغزی می شود/چرا قدرت واقعا برای مغز مضر است؟ (بخش دوم)

ماهیت زیست شناختی وطن پرستی و ملی گرایی

در یک جمع بندی کلی میتوان گفت که ناسیونالیسم شناسایی و ارزیابی مثبت از کشور خود است که به طور ذاتی با تضعیف سایر ملل مرتبط است. در مقابل، وطن پرستی به عنوان غرور به کشور خود تعریف می شود، که اساس ارزیابی مثبت نسبت به کشور خود می باشد که مستقل از مقایسه با سایر کشورها است.

بنابراین، ملی گرایی و ​​وطن پرستی شالوده حمایتهای فردی از سیاست های مهم میباشند، ملی گرایی عامل مهمی است که بسیاری از جهان را به سمت هرج و مرج و جنگ سوق میدهد. ناسیونالیسم (ملی گرایی) و ​​وطن پرستی احتمالا یک طبیعت بیولوژیکی ذاتی دارند؛ زیرا از نظر  ژنتیکی تقریبا نیمی از واریانس محافظه کاری سیاسی، که ارتباط اساسی با ملی گرایی و وطن پرستی دارد را تشکیل می دهد. همچنین در تحقیقات گذشته نشان داده شده بود که محافظه کاری سیاسی با مناطق مغزی شامل ساختار ماده خاکستری مرتبط است.

به طور کلی، به نظر می رسد که ناسیونالیسم با طیف گسترده ای از ویژگی های روان شناختی از جمله : پرخاشگری و رقابت، فقدان شفقت و مشارکت، و احساس برتری نسبت به دیگران در ارتباط است، در حالی که وطن پرستی با طیف گسترده ای از ویژگی های روان شناختی شامل: احساس مثبت و  مشارکت و همکاری همراه است. مطالعات پیشین تصویربرداری عصبی چندین منطقه را که با پرخاشگری در ارتباطند شناسایی کرده است، اما در میان آنها، آمیگدال نقش مهمی در پرخاشگری و ویژگی های هیجانات منفی ایفا میکند ، که از طریق پاسخهای بیش از حد در این منطقه شناسایی شده اند. با این حال، مطالعات قبلی نشان داده اند که ساختار مغز در ACC خلفی و قشر فرونتوپولار با احساسات مثبت مثل کیفیت زندگی مرتبط بوده است. شاید با توجه به این که قشر فرونتوپولار با حس مثبت اجتماعی یعنی حس گرایش برای کمک به دیگران و نظر مثبت نسبت به دیگران داشتن، قابل توضیح است. همانطور که در بالا توضیح داده شد، میزان فعالیت ساختارهای قشر کمربندی قدامی (ACC) و آمیگدال با لیبرالیسم فردی و محافظه کاری مرتبط بوده است. مطالعه دیگری نشان داد رفتارهای اخلاقی که ریشه در وفاداری درون گروهی دارند و ممکن است با ناسیونالیسم یا وطن پرستی ارتباط داشته باشند، با ساختار اینسولا در مغز مرتبطند.

به گزارش نوروسافاری ویژگی های شناختی افراد با حس مثبت اجتماعی مانند همدلی با ویژگیهای ساختارهای مغزی در قشر پیش پیشانی میانی و قشر کمربندی خلفی (PCC) مرتبط است. به نظر می رسد الگوهای شناختی فرا اجتماعی (مانند صفات مربوط به همدلی)، نقش کلیدی در شناخت اجتماعی دارند.  مطالعات انجام شده در زمینه تصویربرداری عصب شناختی عملکردی (fMRI) نشان داد که قشر اربیتوفرونتال (OFC) برای مقایسه های اجتماعی بسیار مهم است. در نهایت، از منظر دیگری، مطالعات تصویربرداری عملکردی در زمینه ادراک گروهی  می گوید، این مناطق به طور کلی با وطن پرستی و ناسیونالیسم مرتبط است. این مطالعات نشان دادند کورتکس پیش پیشانی میانی با طبقه بندی درون گروهی اعضا مرتبط است و  مناطقی مانند ACC، اینسولا، قشر پیش پیشانی میانی با همدلی نسبت به اعضا در داخل گروه ها و خارج از گروه ها مرتبط است، و ادراک چهره  اعضای خارج از گروه با آمیگدال مرتبط است و چنین فعالیت مغزی با نگرش تلویحی نسبت به اعضای خارج از گروه ارتباط دارد.

بنابراین، محققان فرض کرده اند که ناسیونالیسم فردی و وطن پرستی با تفاوت در ساختارهای این مناطق مغزی مرتبط میباشند. با این حال، با توجه به پیچیدگی ماهیت عملکردهای شناختی که در این صفات وجود دارد، ممکن است دیگر نواحی از انتخاب شدن برای مطالعه در این موارد کنار گذاشته شده باشند، که همین امر منجر به الزام برای تحقیق اکتشافی در مورد کل مغز می شود. از سوی دیگر، تمرکز اصلی در این تحقیق بر روی مطالعه آمیگدال و ACC بود، که در آن نواحی ساختار ماده خاکستری مغز (GM) با لیبرالیسم فردی و محافظه کاری ارتباط داشته است که اساسا با میهن پرستی و ملی گرایی مرتبط اند.

نتایج روانشناختی همچنین درک ملی گرایی و ​​وطن پرستی را توسعه داده است. همانطور که در مقدمه توضیح داده شده، افراد با ملی گرایی بالاتر دارای طیف وسیعی از عقاید و رفتارهای سیاسی هستند که شامل یک رویکرد رقابتی یا نظامی در جهان میباشند ،همچنین فقدان شفقت نسبت به خارج از گروه خود و نقض حقوق اقلیت ها و خشونت های قومی از جمله ویژگیهای آنها است، در حالی که کسانی که دارای سطح بالایی از وطن پرستی هستند معمولا متضاد آنها هستند. مطالعات قبلی نشان دادند که ملی گراها پرخاشگرتر هستند و در مقابل افراد با وطن پرستی بالاتر دارای دلبستگی بیشتری نسبت به پدرشان بودند (این ویژگی با خلق و خوی بهتر، مهارت های اجتماعی بالاتر، خودخواهی کمتر و رفتارهای کمتر مشکل زا رابطه دارد) و همچنین احساسات تعلق، امنیت و خودکفایی بالاتری دارند. نتایج کنونی این عقاید را پیش می کشد و نشان می دهد که به طور کلی، ملی گرایان تمایل دارند که برتری خود نسبت به دیگران را احساس کنند و نشان دهند؛ و به طور کلی در عوامل مرتبط با مشارکت همگانی، از جمله همدلی در سطح پایینی هستند، در حالی که وطن پرستان به رغم موضوع، رضایت ذهنی و پذیرش اجتماعی را بیشتر نشان می دهند.

 وطن پرستی یک رویکرد مشارکتی و صلح آمیزنسبت به جهان است. این یافته ها توضیح می دهد که چرا ملی گرایی و وطن پرستی طیف وسیعی از ویژگی های سیاسی را در بر می گیرند و چرا کشورها در صورت عدم تحقق خواسته هایشان، نسبت به گروه های دیگر خصومت نشان می دهند.

به طور ملی گرایی و وطن پرستی ویژگی های فردی اساسی هستند که حمایت افراد از سیاست های مهم را پایه ریزی می کنند. ملی گرایی عامل مهمی است که بسیاری از مناطق جهان را به هرج و مرج و جنگ تبدیل کرده است. به طور خلاصه، نتایج این مطالعات نشان می دهد که ملی گرایی فردی می تواند بطور غیر مستقیم تحت تاثیر  مکانیزم های عصب شناختی در مناطق مغزی مرتبط با اجتماع و مکانیزم های عصبی لیمبیک باشد، در حالیکه وطن پرستی می تواند تحت تاثیر مکانیزم های عصب شناختی مرتبط با  بهزیستی، قرار گیرد. درک مبانی عصبی ملی گرایی و ​​وطن پرستی، بینش جدیدی را درباره طبیعت این دو فراهم میکند، و نیز درباره نحوه درک این ویژگی ها برای به دست آوردن جوامعی مسالمت آمیز.

گردآوری و ترجمه و تالیف: الهام مه آبادی پور – دکتر میر شهرام صفری  (وبسایت نوروسافاری)

منابع:

Differences in gray matter structure correlated to nationalism and patriotism

Nationalism and patriotism as predictors of immigration attitudes in Switzerland: A municipality‐level analysis

Don’t let the nationalists steal patriotism

همچنین ببینید

آیا باکتری‌های روده‌ای بر شکل‌گیری مغز کودکان تاثیر دارد؟

5 (100%) 1 vote[s] نوروسافاری | میکروب‌های روده‌ای ممکن است نقش مهمی در رشد مغز …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *