خانه / عصب روانشناسی / سوالاتی مهم درباره چگونگی تشخیص اختلالات روانی

سوالاتی مهم درباره چگونگی تشخیص اختلالات روانی

نوروسافاری | مطالعه ای که توسط یک روانشناس از کالج ترینیتی دوبلین رهبری شده است، سؤالات مهمی درباره چگونگی تشخیص بیماری روانی در حال حاضر و اینکه آیا این تشخیص ها بطور دقیق منعکس کننده مبانی عصب-زیست شناسی بیماری روانی هستند را مطرح می کند. یافته هایی که به تازگی در ژورنال برجسته پزشکی JAMA Psychiatry منتشر شده است، نیاز به رویکردهای فردی تر شده را برای تعریف بیماری روانی را برجسته میکند.

به گزارش نوروسافاری از ساینس، در این مطالعه، محققان نشان دادند که بعد اجباری نقشه های سلامت روان بهتر از تشخیص متخصص، با جنبه های مختلف “انعطاف پذیری شناختی” مطابق است. انعطاف پذیری شناختی منعکس کننده مجموعه ای از فرآیندهای مغزی است که تصور می شود برای کنترل عادات ما ضروری هستند.

تحقیقات قبلی نشان می دهد که عادات در طیف وسیعی از وضعیت های سلامت روان که با رفتارهای اجباری و تکراری همراه هستند نقش دارند. این موارد شامل اختلال وسواسی-جیری که تمرکز مطالعه حاضر روی آن است و همچنین پرخوری، خرید بیش از حد و انواع اعتیاد می شوند.

بیشتر بدانید:  تشخیصهای روانپزشکی از نظر علمی بی معنی هستند

نیاز به بازنگری در طبقه بندی اختلالات

در حال حاضر اختلالات روانی توسط کتابچه راهنمای تشخیصی و آماری (DSM) تعریف می شوند. آنها در قالب طبقه هایی برچسب گذاری شده اند که بیماران یا آن معیار را دارا هست یا خیر. آیا این در اتخاذ تصمیم های بالینی اهمیت زیادی دارد؟ برای درمان چطور؟ البته ممکن است نشان دهنده ماهیت واقعی سلامت روان و بیماری در جمعیت نباشد.

تحقیقات قابل توجهی وجود دارد که نشان می دهد چارچوبهای طبقه بندی موجود برای بیماری های روانی نیاز به بازنگری دارند. این امر تا حدودی به این دلیل است که همپوشانی قابل توجهی میان اختلالات وجود دارد و بسیاری از بیماران معیارهای کامل چندین اختلال را با هم دارند و این واقعیت نیز وجود دارد که بسیاری از اختلالات اشتراکاتی با یکدیگر دارند مانند رفتارهای جبری.

در مطالعه حاضر، بیماران به طور متوسط ۳٫۷ تشخیص همزمان داشتند. این در حالیست که اختلالات بسیار ناهمگون نیز هستند، به این معنی که دو بیمار ممکن است از تشخیص یکسانی برخوردار باشند، اما علائم یکسان کمی داشته باشند یا حتی نداشته باشند و نیز به یک روش درمانی یکسان پاسخ های کاملا متفاوتی بدهند.

با تمرکز بر اختلال وسواسی-جبری (OCD)، یافته های این مطالعه حاکی از آن است که سطوح گزارش خود افراد از رفتار اجباری، پیش بینی کننده بهتری برای تغییرات در انعطاف پذیری شناختی است نسبت به اینکه فردی تشخیص OCD داشته باشد.

نویسنده اصلی، دکتر کلر گیلان، با توضیحی بر این یافته ها، اظهار داشت:

با تعریف سلامت روان و بیماری به گونه ای که با بیولوژی مغز سازگار باشد و با توجه به این واقعیت که بیشتر بیماری های روانی در میان افراد متفاوت هستند، امید می رود که در حال ترسیم مسیری به سوی آینده باشیم که درمان ها به صورت فردی تر و بر اساس سیستم ها و مدارهای مغزی بخوبی تعریف شده و بسیار مهمتر از همه، با میزان موفقیت بیشتر تجویز شوند.

بیشتر بدانید:  فعالیت ژنی مشابه در اوتیسم، اسکیزوفرنی و اختلال دو قطبی

ترجمه: علی قدیمی – وبسایت نوروسافاری

لینک خبر:

New research raises important questions on how mental illness is currently diagnosed

لینک مقاله:

Comparison of the Association Between Goal-Directed Planning and Self-reported Compulsivity vs Obsessive-Compulsive Disorder Diagnosis

بیشتر بدانید:  ژنهایی که منجر به لذت بیشتر از آمفتامینها می‌‌شوند، احتمال ابتلا به اسکیزوفرنی، اختلال دو قطبی و ADHD را کمتر می‌‌کنند.

همچنین ببینید

شناسایی روش متفاوت مغز برای یادگیری در پیری

5 / 5 ( 2 votes )  نوروسافاری | تحقیق جدید صورت گرفته می تواند …

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *