نوروسافاری | مطالعات نشان میدهند که مغز بر پایهی کسرهای سادهی صحیح عددی، الگوهای تناوبی را درک میکند. بر پایهی مطالعهی انجام شده در موسسه فناری ماساچوست MIT هنگام ادراک موسیقی، مغز انسان برای برخی ریتمها بیشتر و بهتر کوک شده است. به گزارش نوروسافاری به نقل از امآیتی نیوز، طبق یافتهی گروهی از پژوهشگران علوم اعصاب مردم برای شنیدن و تولید کردن وزنهایی که ترکیبی از نسبتهای صحیح هستند تمایل بیشتری دارند مانند یک ریتم چهارضربی با نسبتهای مساوی. این موضوع برای افراد موسیقیدان و غیر موسیقیدان آمریکایی همانند افراد ساکن قبیلهای در بولیوی که آشنایی کمی با موسیقی غربی داشته اند صدق می کند. هرچند محققان دریافتهاند که بولیویاییها در موسیقیشان تمایل به نسبتهایی دارند که با نسبتهای استفاده شده در موسیقی غربی تفاوت دارد و بیشتر حاوی نسبتهای ساده و مساوی است که در موسیقی محلی آنها یافت می شود. به گفتهی جاش مکدرموت استادیار علوم اعصاب در مرکز مغز و علوم شناختی MIT و نویسندهی ارشد این مطالعه که در Current Biology به چاپ رسیده است، در هر دوی این فرهنگها، ریتمهای بر اساس نسبتهای سادهی صحیح اولویت دارند فقط تفاوت این هست که هر ریتمی در هر دو لیست جای ندارد. بازنمایی ذهنی ریتم: تیم تحقیقاتی دانشگاه MIT ، در این مطالعه از روش نوینی برای سوگیری در تفسیر دادههای حسی ورودی استفاده کرده است. این سوگیری، "تجربههای پیشین" نامیده میشوند که گمان میرود بر اساس تجربههای قبلی ما از جهان شکل گرفتهاند و کمک میکنند تحریکات حسی که میتوانند به صور مختلف تفسیر شوند را به درستی درک کنیم. برای مثال در یک اتاق شلوغ، تجربهی پیشین در مکالمه، کمک میکنند یک گفتوگوی مورد علاقه را با سوگیری ادراک روی صداها، کلمات و فرمهای زبانی آشنا، استخراج کنیم. معمولا ما هنگام مواجه با ابهامات، با تکیه بر اطلاعات پیشینی و حالات گوناگونی که در درجات مختلفی از شباهت با موضوع مورد بررسی میتوانند قرار داشته باشند، به رفع ابهام میپردازیم. وقتی مقداری اطلاعات در اختیارمان میگذارند که بر پایهی آن بهترین حدس را دربارهی واقعیت جهان خارج بزنیم از تجربیات پیشین استفاده میکنیم. به گفتهی یکی از پژوهشگران این تحقیق "ما به دنبال راهی هستیم که ذهنها را، بدون توسل به دروننگری و ارتباط کلامی بخوانیم." در آزمایشهای انجام شده، الگوهای تناوبی که مردم ارائه داده بوند همه با نسبتهای صحیح تقریب زده شده بود، ولی همهی نسبت ها حضور نداشتند. ریتمهای به دست آمده شبیه آنچیزی است که معمولا در موسیقی غربی شنیده میشود. مثلا الگوهای ۱:۱:۲ و ۲:۳:۳. محتملترین ریتمهایی که در سر مردم وجود دارد همانهایی است که در موسیقی غربی استفاده میشود و مرسوم است. پژوهشگران آزمایش خود را روی موسیقیدانان و افراد غیرموسیقیدان انجام داده و نتایج مشابهی گرفتند. قیاس فرهنگی: مطالعات مشابهی روی افراد قبیلهی تاسمانی (Tsimane) در بولیوی که آشنایی کمی با موسیقی غربی داشتند انجام شده است. در این مطالعه که اخیرا نتایج آن به چاپ رسیده است، در آکورد در موسیقی غربی و تاسمانی تفاوتهایی مشاهده شده است. برای مثال در موسیقی غربی علاقهی کمتری به نتهای غیرهارمونی مانند ترکیب C و F# وجود دارد درحالی که در موسیقی تاسمانی آنها را مانند آکوردهای هارمونی طبقهبندی میکنند. اهالی قبیله تاسمانی مانند غربیها، تمایل به الگوهایی دارند که شامل نسبتهای صحیح میشوند، اما نسبتهایی که آنها استفاده میکنند با آنچه غربیها ترجیح میدهند تفاوت دارد. الگوهای ثبت شدهی تاسمانیها با آنچه از موسیقی تاسمانی ثبت شده است همخوانی دارد، این به این معنی است که (تجربهی) پیشینی، بر اساس تجربهی موسیقیایی شکل گرفته است. این گروه تحقیقاتی، ابراز امیدواری کرده است که در پژوهشهای بعدی، از این تکنیک در مطالعهی گروههای مختلف مردم استفاده کند. ترجمه و تلخیص: علیرضا کاوسی - وبسایت نوروسافاری لینک خبر: How the brain perceives rhythm لینک مقاله: Integer Ratio Priors on Musical Rhythm Revealed Cross-culturally by Iterated Reproduction