یافته های تازه در مورد عوامل روان پریشی

متخصصین علوم اعصاب سرنخهای جدیدی مبنی براینکه دقیقا چه عاملی باعث روان پریشی می شود را یافته اند. این افراد به طرز عجیبی درک نشده اند.

نوروسافاریروان پریشی (psychopathy) در مرز بین اختلال روانی و قضاوت اخلاقی قرار می گیردیک مطالعه جدید بر روی داوطلبان زندانی، جزییات ارزشمندی را در مورد اینکه این شرایط چقدر پیچیده است به دانش ما می افزاید. این مطالعه پیشنهاد میکند که افراد با تمایلات روان پریشی در توانایی یکپارچه کردن عملکردی قسمت هایی از مغز که برای حفظ تمرکز حیاتی اند، مشکل دارند.

به گزارش نوروسافاری به نقل از ساینس آلرت، آندرسون از مرکز تحقیقات روان در انستیتیوی تحقیقاتی محیطی و بیومدیکال لولانس، روان پریشی را به صورت به طرز عجیبی درک نشده تعریف می کند. همچنین آندرسون به اریک دولان می گوید:

مردم تمایل دارند که فرد روان پریشی را به عنوان یک هیولا بنگرند.

تست های تشخیصی روان پریشی تمایل دارند که به دنبال ترکیب خاصی از الگوهای رفتاری، ویژگی های شخصیتی، و ویژگی های شناختی باشند. برای اغلب ماها این واژه (روان پریش) تقریبا مترادف است با فقدان مداوم همدلی است که منجر به دستکاریهای رفتاری هدفمند جهت استفاده از دیگران می شود. به زبان ساده، این افراد معمولا به عنوان افراد خوب در نظر گرفته نمی شوند.

مهمتر از همه اینکه این برچسب روان پریش، معمولا به عنوان یک بیماری روانی که ریشه در بیولوژی دارد نگریسته نمی شود بلکه بلعکس به عنوان یک ویژگی اخلاقی فاسد در نظر گرفته می شود. ویژگی ای که وقتی پای پیگیری مظنون در بین باشد، تفاوت فاحشی ایجاد میکند.

بیشتر بخوانید: عصب_حقوق چیست؟ چرا و چگونه به وجود آمد؟

مدارک حاصل از سالها تحقیقات، تاکید بر تفاوت های بنیادی در عصب شناسی مثل تغییراتی در قشر پره فرونتال آن دسته ای دارد که تشخیص روان پریش گرفته اند. برای درک بهتر اختلال عصب شناسی پایه روان پریشی، آندرسون و تیمش تحقیقاتی را شروع کردند که تاکید بر این موضوع دارد که اختلال در توجه نقش مهمی در رفتارهای روان پریشی بازی می کند.

محدودیتهای تحقیق

مانند دیگر تحقیقات، گروه تحقیقاتی آندرسون نیز چندین محدودیت تحقیقاتی بسیار بنیادی داشتند.

اول اینکه آنها بطور عمده بر اندازه گیری تغییرات امواج مغزی در پاسخ به مجموعه ای از محرک ها (مثل گوش دادن به یک زنگ صدای شبیه قار کلاغ در حین اندازه گیری پاسخ فرد به یک خبر کوتاه)  تکیه کرده بودند. آنچه آندرسون می خواست، درک واضح تری از صداها بود به این معنی که استفاده از ابزار می تواند بر روی فعالیت شکل گرفته در قسمت های مختلف مغز تمرکز کند.

مشکل دوم این است که در اغلب مطالعات از افرادی استفاده می شود که بطور مشخص با ویژگی های روان پریشی بر اساس یک لیست از ویژگی ها ( مثل لیست اختلال سایکوپاتیک هیر) شناسایی شده اند.

این پروسه یعنی تشخیص اختلال بر اساس لیستی از علایم یک روش کاملا ساده و راحت است که این افراد را به سوژه هایی کاملا ضعیف جهت انجام آزمون تبدیل می کند چون داشتن این ویژگی ها ضرورتا نمی تواند منجر به روانپریشی شود.

روش انجام کار

تیم آندرسون با یک فراخوان داوطلبان روان پریشی که دورانی را در زندان گذرانیده بودند-شامل ۱۶۸ مرد بالغ- را در دو مرکز زندان نیمه امنیتی در ایالت نیومکزیکو انتخاب کردند. بر روی این زندانی ها  آزمون خاص شنوایی انجام شد که در این تست آنها باید به یک توالی از صداها گوش فرا می دادند و هر وقت آنها صدایی خاص با تون بالا را می شنیدند دکمه ای را فشار دهند. در واقع این تست جهت بررسی توجه آزمودنی ها استفاده شد. همه این تست ها درون محفظه fMRI انجام می شد و با بررسی اینکه کدام قسمت یا قسمت های مغز بیشترین فعالیت را داشتند.

نتایج پایانی، مطالعات قبلی را تایید کردند. در واقع موید این موضوع بود که نوعی ارتباط بین نمره خاص چک لیست روان پریشی و فعالیت در مسیرهای خاصی از مغز وجود دارد. تفاوتها در مناطقی که در توجه دخیل هستند شامل نواحی تصمیم گیری قشر پره فرونتال و قسمتی از مغز بنام قشر تمپورال جلویی که در حافظه نقش دارد، برجسته بودند.

این مطالعه نشان می دهد در حالیکه ما فکر می کنیم که روان پریشی کاملا مربوط به همدردی و هیجان است ولی موارد بیشتری را درگیر می کند. آندرسون می افزاید:

اختصاصا راهی که مغز حتی بدون دخیل بودن زمینه هیجانی، تفاوت های بین اینکه چه چیزی مهم است و چه چیزی مهم نیست را رمزگشایی می کند، بیشتر مرتبط به توجه است.

پیشنهاداتی برای آینده

بخاطر اینکه مطالعه بر روی بخش خاصی از روان پریشی تمرکز دارد این مطالعه را نمی توان به عنوان ختم کلام اینکه این اختلال چطور تظاهر می کند معرفی کرد. همچنین در این مطالعه منحصرا از نمونه های مرد استفاده شده که این بدین معنا است که ما تصویر بزرگتری از نحوه وقوع این اختلال در هر دو جنس را از دست داده ایم.

مطالعاتی مانند این می توانند کمک کنند تا به جای موجه دانستن رفتارهای بالقوه مجرمانه، ریسک پیشرفت این رفتارها را با ارائه سنجش های تکمیلی که بطور قابل اعتمادی تمایلات روان پریشی را تحت کنترل در می آورند، کاهش دهند.  

روان پریشی نباید که یک بلیط یک طرفه بطرف بدبختی و مصیبت باشد. اگر ما می خواهیم که زیان های بالقوه افرادی را توجه به هیجاناتشان را به دشواری انجام می دهند، کاهش دهیم، نیاز داریم که قدری بیشتر در مورد کلیت داستان بدانیم.

ترجمه: مهدی هوشمندی – وبسایت نوروسافاری

لینک مقاله:

Psychopathic traits associated with abnormal hemodynamic activity in salience and default mode networks during auditory oddball task

لینک خبر:

Neuroscientists Have Found New Brain Clues For What Really Causes Psychopathy

همچنین ببینید

فناوری های همگرا یا NBIC چیست؟

نوروسافاری | فناوری همگرا(NBIC) بر پایه فناوری نانو، زیست فناوری، فناوری اطلاعات و علوم شناختی …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *