عصب_حقوق چیست؟ چرا و چگونه به وجود آمد؟

نوروسافاری | «در شهر منهتن مردی۶۴ ساله از سر کار به خانه برگشت، طی یک درگیری با دستش گلوی همسرش را فشرد، او را خفه کرد و بدنش را از پنجره ی مرتفع خانه به پایین پرت کرد تا این طور به نظر برسد که خودکشی بوده است. دفاعیات او نشان می دهد که در اسکن مغزی مرد، یک کیست بزرگ وجود داشته که به لوب پیشانی مغز او فشار وارد می آورده است و این باید به عنوان مدرکی دال بر این که نمی توان مرد را عهده دار جنایت خود دانست، محسوب گردد.»

«در محاکمه ی روانشناسی به اتهام کلاهبرداری از بیمه پزشکی سالمندان، متهم این گونه از خود دفاع می کند که اتهام منتسب  به او حاصل یک سوء تفاهم بوده و قصد کلاهبرداری نداشته است. او پیشنهاد داد با استفاده از مزایای امکانات تصویربرداری از مغز که تازه تجاری سازی شده بود،  نتایج اسکن مغزی اش را ارائه کند و بدینوسیله اثبات نماید که دروغ نمی گوید.»

«دیوان عالی ایالات متحده امریکا در «متمم هشتم قانون اساسی امریکا مربوط به احکام لازم الاجرا»، حبس ابد بدون تخفیف، برای اطفال زیر ۱۸ سال که به قتل محکوم شده اند را ممنوع کرد. این حکم از یک مجموعه شواهد عصب شناختی نشات می گیرد و بیان می کند مناطقی از مغز در نوجوانان که برای کنترل رفتار می باشد، به طور کامل تکامل نیافته اند.»

نمونه های بالا و صدها پرونده جنایی یا مدنی مشابه، حکایت از این می کنند، حقوق و علوم اعصاب مانند دو راه در یک چهارراه به نام عصب شناسی حقوقی یا عصب_حقوق یا NeuroLaw که برای رسیدن به حق و عدالت جزو ملزومات است، به هم می رسند.

عصب_حقوق چیست؟

عصب_حقوق یک رشته ی پیچیده حاوی فرصتها و چالش ها، که روی صحبتش با قضات، وکلا و به طور کلی افراد فعال در حقوق است با این هدف که با ارائه شواهد عصب شناسی بتواند در فرضیات مقبول و ثابت حقوقی باعث تجدید نظر شده و عدالت با دقت بیشتری رعایت شود.

شبکه تحقیقاتی حقوق و علوم اعصاب  بنیاد مک آرتور برای کمک به کشف و شناسایی فرصت ها و محدودیت ها در این زمینه جدید تاسیس شده است. دانشمندان و پژوهشگران حقوقی برای آماده شدن همه جانبه ها ی تحقیقات آزمایشی و مفهومی شان صرفا جهت آغاز تحقیقات عصب شناسی حقوقی و بررسی جنبه های مختلف آن سوالات زیادی را از قضات و وکلا پرسیدند.

*پس از طرح این مقدمه برای تشریح بهتر این علم به سوالات زیر پاسخ می دهیم :

دادگاهها که همیشه با علوم مختلف مرتبط بوده اند، در مورد عصب_حقوق اوضاع چگونه است؟

اولا : مسائل زیادی در علم حقوق وابسته به این هستند که مغز چگونه کار می کند. برای مثال در «حقوق جنایی» :

  • وضعیت ذهنی مجرم هنگام وقوع فعل مجرمانه چگونه بوده است؟
  • چگونه مجرم جرم ارتکابی را به یاد می آورد و چه قدر در این امر دقت دارد؟
  • چگونه می توانیم سوگیری را در صدور رای دادگاه ها کاهش دهیم؟

حقوق خصوصی نیز در جستجوی پاسخ های مشابه در این باره است که :

  • در مغز شخص چه می گذرد؟
  • تا چه حد از درد را این فرد واقعا تجربه می کند؟
  • آیا این شخص صالح به انعقاد قرارداد یا اداره امور شخصی خویش هست؟

ثانیا :  در طول۲۰ سال گذشته دیده شده است که به وجود آمدن فناوری ها  و روش های نوین ما را قادر ساخته بدون ورود به درون بدن درباره ساختار مغز شخص و اینکه در عملکردهایی مانند ادراک، تعمد و انتخاب عملی خاص دقیقا به چه صورت کار می کند را یاد بگیریم.

ثالثا : در حالی که بیشتر علم عصب_حقوق  هنوز رو به ترقی است هم اکنون به دادگاه ها راه یافته است که خوب یا بد شاهد رشد سریع مدارک علوم اعصاب در دادگاه ها هستیم.

با توجه به این پیشرفت ها، مهم است مطمئن شویم که شواهد علوم اعصاب به درستی درک و ارزیابی شوند که در این صورت ممکن است کمک کننده باشند و گرنه به طور بالقوه می توانند گمراه کننده و مانع قضاوت صحیح باشند.

وقتی زمان آن فرا می رسد که چیز پیچیده ای مانند علوم اعصاب را استفاده کنیم، آیا نباید محتاط بود؟

مسلماً، جواب این سوال بله است و حتی با وجود عصب شناسی حقوقی  نیز بایستی جوانب احتیاط را رعایت کرد.

دانسته های ما از عملکردهای مختلف مغز همواره در حال رشد و پیشرفت است و فناوری های تصویر برداری از مغز نیز بی نقص نیستند. برای مثال: تکنیک های متنوعی بر اساس اصول متفاوت به کار گرفته می شوند که قطعا نتایج متفاوتی نیز به دست خواهد آمد. اگر چه فرم و عملکرد مغز معمولا در یک گونه مشابه هستند اما از شخصی به شخص دیگر تا حدودی تفاوت وجود دارد. و این موضوع ساده ای نیست که بتوان نتیجه گرفت که رفتارهای بخصوصی که مورد نظر سیستم قضایی و دادگاه است دقیقا معلول ویژگیها یا فعالیت های مشخصی از مغز هستند.

با این وجود، علوم اعصاب نکات جالب و قابل ملاحظه ای مربوط به پیشرفت در ادراک ما مهیا ساخته و نادیده گرفتن این معقوله یک اشتباه جدی محسوب می شود. بهترین دیدگاه این است که در علوم اعصاب و عصب_حقوق بایست هم به قدر کافی مطلع باشیم و هم احتیاط کنیم.

تکنولوژی های موجود علوم اعصاب چه هستند و چگونه کار می کنند؟

در حال حاضر وسایل متفاوتی برای بررسی مغز وجود دارد که با نام های مخفف شناخته می شوند. که در ذیل به چند مورد از آنها با مختصر توضیح معرفی می شوند :

EEG: به طور کلی دستگاهی که بتواند با استفاده از شناسایی فعالیت های الکتریکی در مغز به ما اطلاعات بدهد.

MEG: شناسایی میدان های مغناطیسی کوچکی که فعالیت های الکتریکی مغز را همراهی می کند.

FMRI:  تغییرات در جریان خون ناحیه ای مغز در اثر فعالیت

PET : اندازه گیری تغییرات متابولیسم ناحیه ای مغز در اثر فعالیت

SPECT: اندازه گیری تغییرات متابولیسم ناحیه ای مغز در اثر فعالیت

 اما باید این موضوع را همیشه مد نظر داشت که هر دستگاهی مزایا و عیوب خاص خود را دارد.

همه ی اینها که بیان شد جالب است اما برای درک این مفاهیم مطالعه علوم اعصاب ضروری است؟

جواب کوتاه بله است!

قضات، قانونگذاران، وکلا و دانشجویان حقوق که با مسائل حقوقی مرتبط با حافظه، صدمات مغزی، درد، هیجان، اعتیاد، فراموشی، مرگ مغزی، خشونت، مسئولیت پذیری، جنون، رفتار اطفال و نوجوانان و سالخوردگان، و مفاهیم مشابه دیگر سر و کار دارند اغلب می توانند جواب خود را در عصب شناسی حقوقی پیدا کنند، این علم بینش های مفید و چهارچوبهای فکری بالقوه جدیدی را برای تفکر درباره این مفاهیم به همراه دارند.

جامعه از علم حقوق برای تغییر دادن،  قضاوت کردن و مجازات رفتارهای انسانی استفاده می کند. رفتارها از مغز ناشی می شوند. بنابراین اگر نحوه عملکرد مغز، چرایی و چگونگی رفتار بشری و این که چگونه مداخلات حقوقی ممکن است منجر به تغییرات پایدار در رفتارهای آینده فرد شوند (به واسطه تغییرات ساختاری یا عملکردی مغز) را به خوبی بفهمیم، کمک خوبی برای حقوق خواهد بود.

مترجم : محسن رحمت – وبسایت نوروسافاری

منبع :

NouroLaw ,What, why, and where to begin” The MacArthur foundation research network on law and neuroscience.

همچنین ببینید

تقویت حافظه کوتاه مدت با راه رفتن به عقب

نوروسافاری | دانشمندان در کمال تعجب مشاهده کرده‌اند که کمی راه رفتن به سمت عقب …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *